من میگویم که آب انگور خوشست
این نقد بگیر و دست از نسیه بردار
کاو صدای دهل شنیدن از دور خوشست
آن به که در زمانه کم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست
آن کس که در زندگی تورا تکیه بر اوست
گر چشم خرد بازکنی دشمنت اوست
مائیم ومی و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم و عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
بیدادگری شیوه دیرینه توست
ای خاک اگر سینه تو بشکافد
بس گوهر قیمتی که در سینه توست
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت ؟
سایت رسمی کانال ئاوات بوکانی ...
ما را در سایت سایت رسمی کانال ئاوات بوکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86